الملا فتح الله الكاشاني
174
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
هين است و اگر چه نزد شما مستصعب است و اما اينجا مراد اختصاص نيست بلكه غرض آنست كه اعاده اسهل از ابد است مطلقا از هر كه باشد پس اگر صله متقدم ميشد يعنى متميز ميگشت و در مجمع آورده كه مفسران را در اهون عليه چند قولست يكى آنكه اهون بمعنى هين است كقوله اللَّه اكبر اى كبير لا يداينه فى كبريائه احد و قال الفرزدق ان الذى سمك الماء بنى لنا بيتا دعائمه اعز و اطول اى عزيزة طويلة و قال اخر تمنى رجال ان اموت و ان امت فتلك سبيل لست فيها باوحد اى بواحد پس معنى آنست كه اعاده بسيار آسانست بر خداى تعالى دوم آنكه ذكر اهون بصيغهء تفضيل به جهت آنست كه در عقول مقرر شده كه اعادهء شيئى اهون از ابدا است و ايسر و اسهل و چون ايشان بابداء مقرند پس لازمست كه بثابى نيز مقر شوند فكان كه فرموده كيف تقرون بما هو صعب عندكم و تنكرون بما هو اهون عندكم سوم آنكه ها در عليه راجع بخلقست كه بمعنى مخلوقست يعنى اعادهء بر مخلوق هونست از نشاهء اولى چه در نشئه اولى نطفه موجود شده بعد از آن علقه و پس از آن مضغه و از عقب آن عظام و بعد از عظام پوشيدن آن بلحم و آنكه نفخ روح در آن نشاة آخرت اعاده بيكبار خواهد بود بلفظ كن پس اعاده اهون باشد بر خلق از انشاء چه تكوين او در حد استحكام تمام اهون است بر او در تعب و كبد او اقل از آنكه منتقل شود در احوال متعدده و بر سبيل تدرج در آن به حد كمال رسد و اين قول را ابو صالح از ابن عباس نقل كرده چهارم آنكه انشا از قبيل تفضلست كه فاعل در فعل و ترك فعل او مخير است و اعاده از قبيل واجب كه لا بد است از فعل آن چه آن به جهت جزاى اعمالست و جزاء اعمال واجب و افعال يا محالست و محال در اصل ممتنعست و خارج از مقدور و يا از قبيل آن چيزيست كه حكيم را باز ميدارد از فعل آن كه آن قبح است و اين رديف محالست چه صارف مانع وجود فعلست مانند احاله و يا تفضلست و اين حالتى است هين و فاعل آن در فعل و ترك فعل آن مخير است و يا واجبست كه فعل آن ناچار است و جايز نيست اخلال به آن و واجب ابعد افعالست از امتناع و اقرب آن بحصول پس چون كه اعاده از قبيل واجبست پس ابعد افعالست از امتناع و هر گاه كه ابعد باشد از امتناع هر آينه ادخل خواهد بود و در ثانى و تسهل و اهون از افعال ديگر و هر گاه اهون افعال باشد پس اهوان از انشا باشد و اما قول مجاهد كه الانشاء اهون عليه من الإبداء قوليست مرغوب عنه زيرا كه هيچ چيز بر او سبحانه اهون از شيئى ديگر نيست * ( وَلَه الْمَثَلُ ) * و مر او را است وصف عجيب الشان مانند قدرت كاملهء عامه و حكمت تامه و وحدت ذات و عظمت صفات و قوله * ( الأَعْلى ) * صفت مثل است يعنى وصفى برتر كه غير او را روا نيست كه مساوى آن داشته باشد و يا قريب به آن و حق تعالى موصوفست به اين صفت بزرگوار * ( فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * در جميع آسمانها و زمينها يعنى آنچه